بزرگان شهرستان میانه این هفته با عباسعلی پنبه ای
عباسعلی پنبهای از فعالان جنبش مشروطه ایران و آزادیخواهان دوران حکومت پهلوی و نیز از معتمدین شهرستان میانه بود. وی در دوران فرقه دموکرات آذربایجان وکیل فرقه از شهرستان میانه و نیز به ترتیب رئیس شهربانی تبریز و سپس فرماندار ارومیه و سلماس بودهاست.
تولد و جوانی
عباسعلی پنبه ای (پنبهء) در تاریخ ۱۲۷۶ در شهرستان میانه، ایران بدنیا آمد. نام پدر و مادر وی کربلایی بخشعلی و کربلایی زبیده است.
وی از اوان جوانی فردی مذهبی و مقید به شریعت بود. مشهور بود که شبی در مسجد آقایار سلطان میانه تا صبح هزار رکعت نماز خوانده بود. وی فردی دارای بینش سیاسی و به ظلم ستیزی مشهور و در جانبداری از رعایا در برابر مالکین فروگذاری نمیکرد.
دستخط میرزا عبدالحسین ذوالریاستین شیرازی قطب دراویش سلسله نعمتاللهی در خصوص جواز عمل ایشان به دستورهای عبادی ذیل کتاب مونس السالکین گواه علایق مذهبی عمیق ایشان می باشد.
جنبش مشروطه ایران
در جنبش مشروطه ایران بواسطه روحیه ظلم ستیزیاش از هوادران و فعالین حزب اجتماعیون عامیون شد. در آن دوره با رجال آذربایجان مراوده داشته و مورد اعتماد میرزا علی اصغر خان سرتیپ زاده صدر حزب اجتماعیون عامیون در تبریز بود، به گونهای که تا اواخر عمر خود با وی مکاتبات داشت.
پنبهای از دوستان نزدیک میرزاده عشقی بود. عشقی به وی وصیت کرده بود که اگر فرزند اول تو پسر شد نام او را عشقی و اگر دختر شد نام او را عشقیه بگذار. پنبهای نیز به وصیت او عمل کرد و نام اولین فرزندش را به یاد دوست شهیدش عشقیه نهاد.
دوران حکومت رضا خان
پس از قدرت گرفتن رضا شاه و سرکوب نهضتهای آزادیخواهانه از جمله جنبش جنگل توسط وی، کلیه احزاب سیاسی از جمله حزب اجتماعیون عامیون تبریز منحل میشوند. در این هنگام پنبهای دستگیر و به تبریز اعزام و در دادگاه محکوم به حبس شده و پس از حبس به کردستان تبعید میشود. وی در دوران تبعیدش در کردستان با شیخ زنبیل و قاضی محمد آشنا شدهاست.
وی پس از دو سال حبس و تبعید مجددا به میانه باز گشته و به حرفه چاروق دوزی میپردازد. وی در اثنای سفرهای شغلی خود به تهران با فرقه دراویش نعمت اللهی آشنا شده و به آنها میپیوندد. در این راه چنان شوری پیدا میکند که هر شب جمعه در خانه خویش شب زنده داری و مجمع درویشی داشت که تا آخر عمر به آن پایبند بود و همه دوستانش میدانستند که پنبهای شبهای جمعه تا صبح هیچ کاری جز عبادت و دعا نمیکند.
دوران اشغال ایران توسط متفقین
پس از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم توسط متفقین در سوم شهریور ۱۳۲۰ و در اثر فضای باز سیاسی پس از استعفای رضا خان در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ احزاب مختلف فعالیت خود را گسترش دادند. از جمله حزب توده و سندیکای کارگران در آذربایجان رشد نمود و با پشتوانه شوروی در تمام کشور ریشه دواند. در این دوران پنبهای در میانه در جایگاه صدر حزب توده قرار گرفت.
در این دوران احمد اسپهانی، که تحصیل کرده ترکیه و مردی بسیار شیک پوش و سخنور بود، به تاکید کمیته مرکزی حزب توده به عنوان نامزدی از شهر میانه برای مجلس شورای ملی معرفی شد. پنبهای سخت برآشفت و به شدت به مخالفت برخاست تا آنجا که اسپهانی مجبور به ترک میانه شد. پنبهای علی رغم موقعیت بالای خود در حزب توده، از نامزدی محمدولی فرمانفرمائیان بر خلاف اختلافات متعددی که با وی داشت حمایت کامل نمود و با نفوذی که در بین مردم داشت فرمانفرمائیان از میانه به نمایندگی دوره چهاردهم (۰۶/۱۲/۱۳۲۲ تا ۲۱/۱۲/۱۳۲۴ ) مجلس شورای ملی برگزیده شد. فرمانفرمائیان رئیس فراکسیون آذربایجان مجلس شورای ملی بود.
قبل از برچیده شدن دفاتر حزب توده در میانه، کمیته حزب تشکیل و در آن جلسه حسن یوسفی به صدر حزب توده در میانه انتصاب گردید و پنبهای بلافاصله به تبریز رفت. سپس یک شبه کلیه دفاتر حزب توده برچیده و فرقه دموکرات آذربایجان در میان شک و تردید سران آن به صداقت رفتار روسها تاسیس شد. پس از آن اعضای حزب توده در آذربایجان به عضویت فرقه دموکرات آذربایجان در آمدند. علی رغم رده بالای پنبهای در حزب توده و فرقه دموکرات آذربایجان این جمله از وی بارها شنیده شده بود که: روس لارین کج قابرقالارینا لعنت، قولدور انگلیسینن دایی باج اوغلو دیلار، بولارا اطمینان ایله مک اولماز ( لعنت بر جنس خراب روسها (لعنت بر دنده کج روسها)، که پسرخاله دختر خاله (دائی خواهر زاده ) انگلیسی های قلدر هستند ، به اینها نمی شود اطمینان کرد ) .
دکتر نصرت الله جهانشاهلو ، معاون بعدی پیشه وری ، در مورد گفتگوی آقای پنبه ای با خود اینطور می نویسد :
چند روزی که گذشت ، آقای پنبه ای که مردی درویش و بی سواد و مسئول حزب توده در میانه بود و خود نیز حزب را به فرقه ملحق کرده بود ، نزد من آمد و درباره پیوستن حزب توده زنجان به فرقه دمکرات آذربایجان ، با من گفتگو کرد . من به او گفتم که مقررات و موازین حزبی ، به من اجازه چنین کاری را نمی دهد. او چون ساده و ناآگاه بود ، از نیروی دولت شوروی و نظر آنها در این باره برای من سخن گفت و سرانجام چون دید من گفت نخست خود را از نو بازگو می کنم ، از در پند و اندرز و تهدید در آمد و آشکارا به من گفت که اگر فورا حزب توده زنجان را به فرقه ملحق نکنید ، برای شما بسیار عاقبت بدی خواهد داشت.
غلام یحیی دانشیان و عباسعلی پنبهای رهبری فدائیان شبه نظامی را در سقوط شهر میانه در ۲۶ آبان ۱۳۲۴ بر عهده داشتند. میانه اولین شهری بود که توسط فدائیان سقوط کرد و ارتباط بین آذربایجان با تهران از این طریق قطع شد.در مورد تصرف آسان و سریع شهر میانه بدست فرقه ، کمبود افراد نظامی در میانه ، که از یک دسته ژاندارم ، پاره ای در بخش کاغذکنان و عده ای دیگر مامور راه میانه به تبریز بودند و عده کوچکی در شهر میانه باقی مانده بودند از یک طرف و از سوی دیگر نقش دژبانی روسی در میانه به ریاست کاپیتان نوروز اف ، مهم است که دژبانی روس مقداری جنگ افزار در اختیار فرقه و اتحادیه کارگران آن ( به ریاست غلام یحیی ) می گذارد . با وجود اینکه کوچکترین مقاومتی از سوی نیروهای دولتی شهر انجام نشد ، کسانی از قبیل رسدبان رهنما که پایور پلیس راه آهن بود و چندین پاسبان دیگر بعد از تسلیم به قتل رسیدند که علت آنرا خونخواری و خشونت بسیار زیاد پاره ای از کارگران مهاجر قفقازی از قبیل آقای رامتین می دانند : به گفته آقای جهانشاهلو ، آنان از پست ترین اوباشان و از مردمی به دور بودند.
عباسعلی پنبهای در جلسه چهارم کنگره خلق مورخ از ۶ آذر ۱۳۲۴ آذربایجان به عضویت هیئت ملی آذربایجان به ریاست حاجی میرزا علی شبستری برای برگزاری انتخابات منصوب گردید. و سرانجام در انتخابات کنگره ملی آذربایجان که از ۴ آذر ۱۳۲۴ به مدت پنج روز ادامه داشت، به عنوان نماینده میانه برگزیده شد.
پنبهای به منظور جلوگیری از درگیری بین ارتش ایران و فدائیان فرقه دموکرات آذربایجان که تحت پشتیبانی ارتش شوروی بودند نقش زیادی ایفا کرد. مشخص بود در صورت هر گونه درگیری بین این دو نیروی نظامی فدائیان فرقه پیروز مطلق میدان نبرد می بودند. لذا بدین منظور پس از ممانعت قوای شوروی از حرکت قوای کمکی تهران به آذربایجان و جلوگیری از پیش روی آنها در قزوین، پنبه ای در ۲۲ آذر ۱۳۲۴ به نمایندگی از طرف سید جعفر پیشه وری با سرتیپ علی اکبر درخشانی فرمانده لشکر سوم آذربایجان شرقی در سربازخانه تبریز ملاقات نموده و وی را جهت ادامه مذاکرات نزد پیشه وری برد. پس از آن در همان شب لشکر آذربایجان به فرقه دموکرات آذربایجان تسلیم می شود. پس از تسلیم لشکر آذربایجان هر افسری به دلخواه خود می توانست در آذربایجان باقی مانده و یا به تهران بازگردد که قریب به اتفاق افسران از جمله سرتیپ درخشانی با اتفاق خانواده هایشان بصورت زمینی یا هوایی در امنیت تمام به تهران بازگشتند.
پس از تسلیم تمامی قوای نظامی تبریز، پنبه ای به عنوان رییس شهربانی این شهر منصوب شد. در مدت کوتاهی موفق به برقراری نظم و عدالت بی سابقه ای در شهر تبریز گردید. در این مدت کوتاه وی اقداماتی از جمله سرکوب و حتی اعدام اشرار و حتی فدائیان خاطی انجام داد که در نظر مردم تبریز و علمای این شهر از جمله آیت الله میرزا عبدالله مجتهدی بسیار موثر می نمود.
تیپ رضائیه در ۷۲ آذر ۱۳۲۴ پس از مقاومت در برابر تهدیدات نظامیان شوروی و تلفات زیاد از طرفین از پای در آمده و نهایتا تسلیم فرقه دموکرات آذربایجان شد. سرهنگ احمد زنگنه فرمانده تیپ رضائیه و سرهنگ علی اکبر نوربخش فرمانده ژاندارمری رضائیه برای محاکمه به تبریز اعزام شدند. در این موقع پنبه ای با این دو زندانی ملاقات و به آنها قول تلاش برای آزادی آنها می دهد. موضوع معاوضه این دو نفر با زندانیان زندان تهران که در درگیری های شهریور ۱۳۲۰ بین مالکین و روستائیان دستگیر و برخی اعدام شده بودند در کمیته مرکزی فرقه توسط پنبه ای مطرح گردید و تصویب شد. دادگاه تبریز این دو نفر را پس از صدور حکم اعدام، به ده سال زندان محکوم نمود. پس از آن معاوضه صورت گرفته و سرهنگ زنگنه و سرهنگ درخشانی بعدها پس از اعزام به تهران توسط محمد رضا پهلوی در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۲۵ آزاد گردیدند.
پنبه ای به منظور ایجاد ازتباط و وحدت فرقه دموکرات آذربایجان با حزب دموکرات کردستان به واسطه سوابق آشنایی که با قاضی محمد داشت به کردستان اعزام گردید.
در دوران تسلط کامل فرقه به سراسر آذربایجان، قلی اوف کنسول شوروی در تبریز پنبه ای را به کنسولگری می خواهد. پنبه ای با مترجم و همراه خود که فردی آسوری به نام میکائیل یلشا (Michael Yalsha) بود شبانه به کنسولگری می رود. در حین گفتگو ها پنبه ای برآشفته شده و با لحن تندی پرخاش کنان به کنسول می گوید "شما را اشتباهی به نام کنسول دولت شوروی به تبریز فرستاده. شما را بایستی به تماشاخانه های مسکو برای بازی در تئاتر ها می فرستاد." و از یلشا می خواهد که جملات را ترجمه کند. علی رغم درخواستهای فراوان یلشا از پنبه ای (وی همواره پنبه ای را پدر خطاب می کرد) مبنی بر عدم ترجمه جملات مزبور، وی پافشاری کرده و کنسول نیز بر ترجمه اصرار می ورزد. پس از ترجمه سخنان، پنبه ای برخاسته و کنسول عصبانی و ناراحت اطاق را ترک می نماید.
چند روز پس از درگیری لفظی پنبه ای با قلی اوف، پنبه ای به فرمانداری رضائیه منصوب می شود. این انتصاب عملا نوعی تبعید برای پنبه ای به شمار می رود.
پنبه ای در اواخر دوران فرقه دموکرات آذربایجان مجددا تنزل مقام یافته و به فرمانداری شهر کوچک شاپور منصوب شد. وی تا زمان سقوط فرقه و دستگیری اش به همراه برخی اعضای خانواده در این شهر به سر می برد.
از زندان مجدد و تبعید تا مرگ
پس از انتصاب محمد بی ریا به سمت دبیر کل فرقه به جای سید جعفر پیشه وری ، وی و دکتر سلام الله جاوید طی قطعنامه ای در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۲۵ موافقت خود با ورود نیروهای دولت مرکزی به آذربایجان را اعلام نمودند. پس از آن تعداد زیادی از فدائیان و اعضای فرقه که روزنامه های باکو تعداد آنها را به ۷۰۰۰۰ نفر تخمین زده بودند به خاک شوروی عقب نشینی کردند. از همان صبح روز ۲۱ آذر ۱۳۲۵ کشتار و غارت در سراسر آذربایجان بر علیه فرقه دموکرات آغاز گردید. دبیر کلی محمد بی ریا یک شب بیشتر دوام نداشت و بلافاصله پس از اعلام ورود ارتش برای نظارت بر انتخابات به کنسول گری شوروی پناهنده شد. کنگره ملی آذربایجان منحل و تبدیل به انجمن ایالتی آذربایجان گردید.
پنبه ای در سلماس دستگیر و پس از ضرب و شتم فراوان به تبریز اعزام و همسر و فرزندان خردسالش با کامیون نظامی به میانه بازگردانده شدند. اموال خانوادهاش در میانه به دست اوباش غارت شد. پنبه ای پس از محاکمه ابتدا محکوم به اعدام و سپس در اثر بخشش به حبس ابد محکوم شد. وی به مدت یک سال و نیم در زندان تبریز و پس از آن یک سال و نیم دیگر در زندان بندر عباس و در شرایط بسیار دشوار تبعید بسر برده و سپس آزاد گردید. در تهران وی را به ستاد ارتش برده و با فرمان عفو را به وی ابلاغ می نمایند. سپس وی مجددا به حرفه چاروق دوزی خود در میانه روی می آورد.
وی سرانجام در تاریخ ۱۸ اسفند سال ۱۳۵۵ در اثر سانحه تصادف در تهران از دنیا رفت و در بهشت زهرا تهران به خاک سپرده شد. در مراسم تدفین وی استاد شهریار، دکتر سلام الله جاوید و بستگان نزدیک وی شرکت داشتند.
اشعار
پنبهای با آنکه تحصیلات کلاسیک نداشت ولی دارای ذوق شعری بودهاست. اشعار وی به زبان ترکی آذربایجانی است که بسیاری از آنها در گذر روزگار از بین رفتهاند.
وی تا اواخر عمر خود در مجالس ادبی استاد شهریار به دعوت وی شرکت مینمود.
غزل زیر از وی در مدح امام علی ع به شیوایی در زبان ترکی آذربایجانی سروده شدهاست:
ای جهان اهلینه ثابت ایلین آللهی
باعث جن و بشرسن سن اوزون باللهی
او سبب دن دی اولوب کعبه حریم اللهی
هر طرف دن ایله دون حفظ رسول اللهی
اولدی معراج سنه کتف رسول اللهی
آشکار اولمازیدی دین خدا واللهی
نیله سین بس داها بیچاره علی اللهی
غزل دیگری را پنبهای در سوگ فوت همسرش بدین شکل آغاز کردهاست:
ائتسم دوشه رم دیل دن دیله من
اوشسام قونارام گول دن گوله من
قوی صبح ایله ییم یوز آه ایله من
پنبهای غزل زیر را در فغان از ظلم ستم شاهی سرودهاست:
نه غصه ال چکیر مندن نه دیل ده بیر قراریم وار
نه مجنونم نه صنعانم نه لیلی نه خوماریم وار
تصور ایله میر گون تک منور بیر شماریم وار
هر آدیمدا معین من قازیلمیش بیر مزاریم وار
وطن سیز ائل سیز انسانم نه یوردوم نه دیاریم وار
نه تسلیم اولماغا میلیم نه بیر یئرده قراریم وار
منبع:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%BE%D9%86%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C